دلمشغولی جدید

تصمیم گرفتیم بچه دار شیم...اوایل به هوای رفتن اصلا تو فکرش نبودیم میگفتیم سخته بذار بریم ، هروقت جاافتادیم و زندگیمون ردیف شد بعد بچه دارم میشیم هرچند خودم عاشق بچه هاام و اگه شرایط زنگیم یه جور دیگه بود..

خوب ولی الام مدتها گذشته و از کانادا هم هیچ خبری نیستو جای خالی بچه توی زندگیمون روز به روز پررنگ تر میشه...

ولی..ولی..ولی..

ظاهرا قرار تمام انتظار هایی که برای کانادا کشیدیم برای بچه هم تکرار بشه..میگن از هرچی بدت بیاد سرت میادکلافهالان دقیقا همینطور وقت تمام

تا حالا کلی آزمایش و این دکتر اون دکتر ولی هیچ خبری نیست که نیست..میترسم وقتی درست شد کانادا و بچه باهم بشه اون وقت بیا و درستش کن خیال باطل

ولی مهم نیست هردوتاشو میسپارم به خدا..هرجور خودش میدونه ظاهرا زندگی ما حساب کتاب بردار نیست و هرچی بخوایم برنامه ریزی کنیم بدتر میشه..

به امید آیندهقلبقلب

/ 0 نظر / 18 بازدید